خرید بک لینک
پنجره بازبود وپرده ها پراکنده در یک روز بعد از  ظهر بود که چمدانت را گذاشتی وسط گل قالی، محبت را از سوراخ سنبه های خانه جمع کردی و ریختی کله ی هم،  در هم و بر هم برای بستن این همه .... له و مختصر.  رفتی به باغچه و تمام اطلسی ها را برای تمام عمرشان آب دادی. به نگاه بهت زده ی من در آینه نزدیک شدی. صدای نفس هایت را روی شانه ام حس می کردم. چشمانت را روی من بستی و آینه را رو به دیوار تکیه زدی. تصویر من دیوار.... دیوار رو به دیوار ساعت خوابالوده در ساعت آمدنت را دوباره به راه انداختی تا جسورانه از ساعت های رفتنم بگذرد و تمامی آنچه بود را شکستی.....ظرف های لب پریده از ترس نبودنت آویختی، ماندگار ترین لحظه های محبوسم  را به دیوار و روی تمام لبخند ها خط زدی و بارورترین ابرهای غصه را بالای آسمان  آبی اتاق باد وزید و تو با قاصدک ها  رفتی پرده ها رفتند.... پنجره ها و تمامی دیوارها زمین چرخید در محور : من و قالی و کفش های رو فرشی قرمز      

برچسب: نویسنده: نگار عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 5:41

  

قناری های خاموش گلویم را پر دادم 

و چندتای باقی را سر بُریدم 

قرار بود آواز باشد آوار شد،

تمام شد

 تو در من  مُردی

...

به نگاه های خیره ام 

به قرص ماه و قرص شب 

و به لبخند های زیراکسی من 

بیمناک شدند 

آمدند در افکارم تجسس کردند 

...

شانس با من بود که

جنازه ی هیچ خاطره ای یافت نشد

تنها جرم ثابت شده ی من بود :

ترک عادت 

برچسب: گزارش یک جنایت,گزارش یک جنایت توسط همسایه ها, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 5:41

دست و دلم به نوشتن نیست 

ثانیه ها گذر می کنند

و من انگار که  در مقام حیرت ماندم 

برچسب: name,meaning,m, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 5:40

گفت: من مرد هستم

گفتم: من زن آفریده شدم

برچسب: گفتمان,گفتمان سفیر,گفتمان, اجتماعی, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 5:40

هر شب درونم انقلاب می کنم دانه دانه دور می شوند دانه دانه ته نشین می شوند مثل خاکشیر و زمان راکد می ماند قضایا حل نمی شوند این شب های بلند  و این دست های کوتاه کلافه می شوند کنار اسکله ی تخت پهلو می گیرند و تا طلوع، چشم ها خیره نگاه می کنند به افق های اتاق

برچسب: بی خوابی,بی خوابی های عاشقانه,بی خوابی کودک 2 ساله, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 5:40

نسرین دم کنی و دستگیره می دوزه. مغازه زده توی کیش 

هانی جون رو لیوان با ویترای کار می کنه

و انسی نقاشی می کشه

مامان بزرگ میگه تو ام باید یه کار درست درمون برای خودت دست و پا کنی. نه مثل بچه های احمد که موسیقی دوست دارن. ساز می زنن. 

برچسب: مشاغل خانگی,مشاغل مورد نیاز استرالیا,مشاغل, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 5:40

یه گوشم یه در نیمه وازه. یه گوشم بسته 

در که جور شد تخته رو زدم پشتش 

حالا همون چندتایی که می شنوم از در نیمه باز می آیند اندرونی

در چارچوب مغزم کمونه می کنند و دیگر بیرون نمی رود

 بعد چند روز در باتلاق نیمه معیوب منطق مغزم غرق میشوند

آرام آرام. با آستانه ی درد بالا . با صبر و حوصله زیاد خفه میشوند.

غیر از دو پنجره ی دیدگانم که گاهی ابری میشوند آن هم از سر تقصیرات هورمونی

با این تفاصیل حالا

هر چه خواهد دل تنگت بگو 

زر زر زر زر زر زر... 

 

برچسب: حرفای مفتی عربستان,حرفای مفت, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 5:39

می بافت

عاشقانه می بافت

زیر و رو 

و چه دانه هایی که در می داد

آن سرش کلاف گره های کور

این سرش

نقشی زیبا بر آب

برچسب: بافنده در جدول,بافنده تابلو فرش,بافنده حصیر, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 5:39

 

میخواستم خودکار خوب بفروشم به جوانکی که نگاهش معذبم می کند

با اسم من

تست کرد روی کاغذ

منا

منا منا

گفت: خوب.... روان...  همینو می خرم

برچسب: کارتون,کارت ملی هوشمند,کار, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 5:39

به دیواره ی ذهنم تکیه زدی و گاهی روی کاسه ی سرم ضرب می گیری با صدای قدم هایت و از فرط بی حوصلگی گاهی آواز می خوانی در مغزم

این یعنی

سرم درد می کند. 

مردم این سر دردها را میگرن میخوانن  اما من میدانم 

من و توهم بودنت

در حال ساختن خاطره های ناب هستیم 

برچسب: میگرن,میگرن چشمی,میگرن هیل, نویسنده: نگار عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 5:39

صفحه بندی